|
سلام عزیزان تا ایجاد پایگاه مذهبی جدید در این وبلاگ دیگر مطلب نخواهم گذاشت
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 16:39  توسط محمد
|
آداب و معاشرت: ((آداب))جمع ادب است و ((معاشرت))به معناي الفت،مصاحبت،همدمي ميباشد. ارزش معاشرت: انسان به دليل اجتماعي بودن،ناگزير است كه با مردم رفت و آمد و همنشيني و معاشرت داشته باشد.معاشرت با ديگران از سويي روابط اجتماعي را تحكيم مي نمايد و محبت آنها را نسبت به هم افزايش مي دهد و سرانجام همدلي خاصي در ميانشان ايجاد مي كند؛بطوري كه در مواقع خطر(بيماريها.حوادث طبيعي.جنگها و...)به ياري هم مي شتابند. امام علي(ع)مي فرمايد: ان احسن الزي ما خلطك بالناس... .( شرح غررالحكم،ج2،ص510)نيكوترين شيوه آن است كه موجب معاشرت تو با مردم باشد. آداب اسلامي: 1-سلام كردن: سلام كردن،علاوه بر پاداش قابل توجه آن،تاثير بسيار مثبتي در روابط انسانها داشته،دلهايشان را بيس از پيش به يكديگر نزديك مي كند.خداي متعال پيامبر خويش را به سلام گفتن،برمؤمنان سفارش مي كند. واذا جاءك الذين يومنون بآياتنا،فقل سلام عليكم....( انعام:54)هرگاه كساني كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند،به آنها بگو سلام بر شما در آيه اي ديگر بر پاسخ سلام نيز تاكيد فرموده است: واذا حييتم بتحيةفحيوا باحسن منها او ردوها ان الله كان علي كل شيء حسيبا.( نساء:86)هرگاه به شما تحيت(وسلامي)گويند،پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد،يا(لااقل)به همان گونه پاسخ گوييد!خداوند حساب همه چيز را دارد. 2-مصافحه و معانقه: دست دادن(مصاحفه)و يكديگر را در آغوش گرفتن(معانقه)گرمي و صميميت خاصي را بين مؤمنان بوجود مي آورد. امام صادق(ع) فرمود: مؤمنان هنگامي كه با يكديگر معانقه كنند،رحمت الهي آنان را فرا مي گيرد. 3-محبت و مهرورزي: محبت و مهرورزي افراد به يكديگر،هم روحيه ي سخت و خشن آنان را تعديل مي كند و هم رابطه قلبي عميقي را در بينشان بوجود مي آورد. قرآن كريم رابطه محبت آميز مؤمنان را مورد تاكيد قرار داده و مي فرمايد: محمدرسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم.( فتح:29)محمد فرستاده خداست و كساني كه با او هستند،در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيامبراكرم(ص)فرمود: راس العقل بعد الايمان باالله عزوجل التحبب الي الناس.( بحارالانوار،ج74،ص158)اساس عقل،بعداز ايمان به خداي بزرگ مهرورزي به مردم است. 4-تكريم و احترام: تكريم و احترام به ديگران با توجه به شخصيت و سن و سالشان،ازسوييارزشگذاري به مقام انساني آنهاست و از سوي ديگر،نشانگر حق شناسي تواضع مي باشد. امام محمد باقر(ع)فرمود: ياران خود را بزرگ داريد و به آنها احترام كنيد و نسبت به يكديگر،پرخاش و بي احترامي نكنيد. امام صادق(ع)فرمود: هركس به برادر مسلمانش كه نزد او آمده اكرام كند،در حقيقت خداي بزرگ را اكرام كرده است. 5-آراستگي ظاهر: پوشيدن لباسهاي پاكيزه و مناسب،رعايت نظم و ترتيب آنها،مرتب كردن موهاي سر و صورت و استفاده از عطر و بوي خوش؛شكل و شمايلي به ظاهر فرد مي دهد كه هم موجب نشاط روحي خودش مي شود،وديگران را نيز بسوي خود جذب كرده زمينه ي دوستي و همكاري بيشتري را فراهم مي سازد. پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداي تعالي دوست دارد هنگامي كه بنده ي او به سوي برادران ديني اش مي رود خود را براي ديدار آنها آماده كرده و بيارايد. حضرت علي(ع)فرمود: التجمل من اخلاق المؤمنين.( شرح غررالحكم،ج1،ص307)خودآرايي از ويژگي هاي اخلاقي مؤمنان است. 6-اجازه ي ورود: اجازه گرفتن براي ورود به منزل يا محل كار افراد_اگرچه صميميترين دوست انسان باشند_نشانگر ادب انساني و نيز احترام به طرف مقابل است؛ امام علي(ع)كه نزديكترين فرد به پيامبر(ص)است،نيز اين ادب الهي را در مورد آن حضرت رعايت ميكرد. 7-ميهماني: ميهمانداري و پذيرش دعوت از سفارش هاي اسلام است و آداب مخصوصي دارد كه بايد مراعات شود امام علي(ع)فرمود: لذةالكرام في الاطعام... .( شرح غررالحكم،ج5،ص132)لذت بزرگواران در غذا(ومهماني)دادن است. 8-همسايه داري: در اسلام،رعايت حقوق همسايه از كارهاي بسيار شريف و ضروري است.و حذيثهاي زيادي در اين مورد نقل شده است. 9-زيارت و عيادت: ديد و بازديدهاي دوستانه كه براساس دين و خرد انجام گيرد،در انسجام،تحكيم مودت،كار گشايي و همياري مردم بسيار مؤثر است. 10-فروتني: از ديدگاه قرآن،انسانها همه از يك پدر و مادر،پديد آمده اند و پدر همه نيز از خاك آفريده شده و از نظر آفرينش،كسي بر ديگري برتري ندارد و تنها ملاك ارزشمندي انسان تقواست. امام علي(ع)فرمود: ما لابن آدم والفخر،اوله نطفه و آخره جيفة لا يرزق نفسه ولا حتفه.( شرح غررالحكم،ج6،ص97)آدمي زاده را چه به فخر فروشي؟آغاز او نطفه و انجامش مردار گنديده است،نه مي تواند خود را سير كند و نه مي تواند مرگ را از خود دور سازد. من تواضع عظمه الله و رفعه(همان،ج5،ص301) هركس فروتني كند،خدا بزرگش دارد و بالايش برد. تكبر المرءيضعه( همان،ج3،ص278)تكبر ورزي شخص،اورا به زمين زند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 0:0  توسط محمد
|
خبر آمد خبری در راه است اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 23:9  توسط محمد
|
صبر و استقامت: صبر عبارتست از خويشتن داري و حبس نفس،بر چيزي كه عقل و دين تقاضا مي كند و از چيزي كه شرع و عقل از آن نهي مي كند. به عبارت ديگر صبر يعني وادار كردن خويشتن بر تبعيت از اوامر و نواهي عقل و دين. امام صادق(ع)فرمود: صبر در((پيكره ي))ايمان،به منزله ي ((سر))در بدن است؛همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود،بدن از بين مي رود،با رفتن صبر نيز ايمان از بين خواهد رفت. در مسير تكامل و اطاعت از خداوند،در برابر دو دسته از عوامل باز دارنده ي بيروني و دروني بايد صبر و استقامت كرد كه شرح آن به اين شكل مي باشد: الف-صبردربرابر عوامل بيروني: 1-صبر بر مصيبت: خداوند براي امتحان و آزمايش و پرورش مؤمن،گاهي كمبودهايي در زندگي او از قبيل:فقر،بيماري،فقدان دوستان و آشنايان و... پديد مي آورد،مؤمن بايد در مقابل اين آزمايشها شكيبايي در پيش گيرد و با پايبندي به دستورات خداوند وبا ياري گرفتن از او،مقاوم و استوار،همه ي مشكلات را يكي پس از ديگري حل كند. 2-صبر در برابر توطئه ها و حركات دشمن: اين نوع صبر در صحنه هاي هجوم تبليغاتي و نيز ميدانهاي نبرد بروز مي كند؛به عنوان مثال كليه ي نهضت هاي انبيا و پيروان راستين آن،مورد هجوم تبليغاتي و جنگ رواني دشمنان قرار داشته اند؛ولي آنان در مقابل ضربه هاي روحي و رواني دشمن تحمل به خرج دادند،تا پيروز شدند. ولقد كذبت رسل من قبلك فصبروا علي ماكذبوا واوذوا حتي اتاهم نصرنا.( انعام:34)پيش از تو نيز پيغمبراني تكذيب شدند و بر تكذيب شدن و اذيت ديدن،شكيبايي كردند؛تا نصرت ما به ايشان رسيد. دشمنان نهضت هاي انبيا،وقتي از هجوم تبليغاتي و پخش اكاذيب،طرفي نمي بستند،دست به حملات نظامي و احيانا محاصره اقتصادي مي زدند.قرآن علاوه بر آيات جهاد،مجاهدان في سبيل الله را توصيه و تشويق به صبر كرده،مي فرمايد يا ايها النبي حرض المؤمنين علي القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين وان يكن منكم مائة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون.( انفال:65)اي پيامبر!مؤمنان را بر جنگ(باكفار)ترغيب كن!اگر از شما بيست نفر صبور و مقاوم باشند،بر دويست تن از كفار پيروز مي گردند و اگر صد نفر از شما با دشمن به مقابله بپردازند،بر هزار تن از آنان پيروز شوند؛زيرا كافران گروهي هستند كه نمي فهمند. همين صبرواستقامت بودكه گروه اندك مسلمانان صدر اسلام را بر دشمنان پر ساز و برگ پيروز گردانيد. 3-صبر در برابر جهالت و ناداني مردم: انسان در زندگي علاوه بر رويارويي با دشمنان خويش،گرفتار دوستان نادان مي شود و هرچه افق ديد انسان مؤمن وسيع تر باشد،اين گرفتاري نيز بيشتر مي شود و هرچه شخصيت او بزرگتر باشد،هفزون تر مورد اذيت و آزار قرار ميگيرد.حضرت موسي(ع)پس از مبارزات طولاني با فرعون و فرعونيان،گرفتار نادانيهاي قوم خود شد و آنان را مورد اعتراض قرار داد.قرآن دراين باره مي فرمايد: واذ قال موسي لقومه يا قوم لم تؤذونني وقد تعلمون اني رسول الله اليكم.( صف:5)(بياد آر)هنگامي كه موسي به قومش گفت: اي امت من!چرا مرا اذيت ميكنيد؛با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شمايم؟ ب-صبر در برابر عوامل دروني: 1-صبر در برابر عوامل انحراف زا: اگر نفس انسان به حال خود رها شود اكثر گناهان و محرواتي را كه خداوند ممنوع كرده است؛لذت آور و مورد پسند مي پندارد.از اين رو،با رغبت و اشتياق به طرف گناهان مي رود و نيروي زيادي هم صرف اين كار مي كند،در حالي كه انسان بايد در برابر اين اشتياق نفس به گناه،مقاومت بيشتري از خود نشان دهد و شايد به همين جهت است كه اميرمؤمنان(ع)مي فرمايد: الصبر صبران:صبر في البلا حسن جميل و احسن منه الصبر عن المحارم.( شرح غرر الحكم،ج2،ص158.)صبر دو گونه است:يكي در بلا(ومصيبت)كه زيبا وپسنديده است و نيكوتر ازآن صبر بر گناهان است. 2-صبر در برابر عوامل توقف زا: هرگاه انسان قصد انجام عبادت يا كار خيري ميكند،نفس اماره همگام با شيطان،سعي در بازداشتن ضمير هدايت يافته ي مؤمن از آن كار ميكند. خداوند كساني راكه در برابر اين نيروي توقف زا تسليم مي شوند،توبيخ مي كند.از طرف ديگر فرمان مي دهد كه بر عبادت خدا،مقاوم و صابر باشيد. وامر اهلك بالصلاة واصطبر عليها.( طه:132)خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شكيبا باش! راههاي دستيابي به صبر و تقويت آن: 1-بايد توجه داشت كه خداوند داراي غلم مطلق است و نسبت به بنگانش لطيف است. 2-ايجادگرفتاري و ابتلاء براي مؤمن،به اين علت است كه خداوند او را دوست دارد. 3-شخص مبتلا به مصيبت،بايد با توجه به اثرات تربيتي و تكاملي مصائب و بلاها،خود را قانع كند. امام صادق(ع)فرمود: ان مع العسرا يسرا.( شرح:6)همانا از پس دشواري،آساني است. 4-وقوع حوادث و اتفتقات،با مشيت الهي است و معمولا از قدرت انسان خارج است. 5-ياري خواستن از خداو طلب صبر و استقامت از درگاه او. ربنا افرغ علينا صبرا.( بقره:250)پروردگارا بر ما صبر فرو ريز. براي انجام طاعات و ترك معاصي دو گونه راه عملي وجود دارد: 1-تضعيف نيروي محرك معصيت: الف:بايد با تمام عواملي كه باعث تحريك بر معصيت و كسالت در اطاعت مي شود قطع رابطه كرد،مثل حضور نيافتن در جمعي كه در آن احتمال غيبت كردن يا نگاه به نامحرم وجود دارد. ب:رفع نيازهاي مادي و معنوي از راههاي صحيح شرعي؛مثلا بر كسي كه قادر به كنترل شهوت خود نيست و احتمال مي رود كه مرتكب حرام شود لازم است ازدواج كند. 2-تقويت نيروي مقاومت: الف:ذكر و ياد خدا. ب:روزه گرفتن و ياد روز قيامت. ج:انديشيدن به اينكه بعد از صبر كردن به چه اجري خواهد رسيد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 11:58  توسط محمد
|
غيرت و مردانگي: ((غيرت))به معناي رشك و حسد مردانه و نيز حفاظت آبرو و ناموس و نگهداري عزت و شرف آمده است. غيرت،از شجاعت،بزرگ منشي و قوت نفس انسان سرچشمه مي گيرد و يكي از ملكه هاي نفساني انسان و سب مردانگي است و مرد بي غيرت از زمره مردان خارج است. اگر غيرت بري بادرد باشي وگر بي غيرتي نامرد باشي غيرت يكي از كمالات انساني است كه دست پرتوان خالق هستي،اسباب آن را در وجود آدمي قرار داده است.غيرت ورزي در حد عالي آن،لازمه ي انسانيت آدميان مخصوصا مؤمنان پرهيزكار است. امام علي(ع)فرمود: ان الله يغار للمؤمن فليغر،من لا يغار فانه منكوس القلب.( بحارالانوار،ج79،ص115)خداوند براي مؤمن،غيرت مي ورزد،پس او نيز بايد غيرت آورد.هركس غيرت نورزد،دلش وارونه است. انواع غيرت: الف:غيرت ديني: منظور از غيرت ديني،اين است كه انسان مسلمان نسبت به كيان اسلام و آنچه بدان مربوط ميشود حساس باشد،با تمام توان در راه اعتلاي آن بكوشد و از كوچكترين خدشه و تعرضي نسبت به آن جلوگيري كند.بر اين اساس،جهاد،امر به معروف و نهي از منكر،سفارش به حق و صبر،تعليم و تعلم و...ميتواند در راستاي غيرت ديني قرار گيرد،چراكه هريك از موارد ياد شده از يك سوء در تحكيم پايه يهاي اسلام مؤثر است و از سوي ديگر،با ضد آن سر ستيز دارد.قرآن مجيد از مسلمانان مي خواهد كه ضمن تقويت غيرت ديني خويش در موارد لزوم،آنرا به كار گيرند و از اسلام و مسلمانان بي ياور دفاع كنند. و ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال و النساء والولدان.( نساء.75)شما را چه شده كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمي جنگيد؟ پيام اين آيه نشانگر آن است كه جنگيدن در راه خدا و تلاش در رها سازي مستضعفان خواست خدا و لازمه مسلماني است. همه ي غزوه ها و سريه هاي پيامبر(ص)،جنگهاي سه گانه ي امير مؤمنان(ع)،مبارزه و صلح تحميلي امام مجتبي(ع) و حماسه ي جاويد عاشورا و مبالرزات بي امان پيشوايان معصوم(ع)و علماي درد آشنا در طول تاريخ،جملگي رنگ غيرت دارد،خداوند ميفرمايد حتي پيامبر(ص)از اينكه مردم ايمان نمي آوردند،نزديك بود از بين برود. لعلك باخع نفسك الا يكونوا مؤمنين.( شعراء.3)گويا از اين كه ايمان نمي آورند،مي خواهي جانت را از دست بدهي! امام علي(ع)از اين كه مسلمانان نسبت به اجراي احكام اسلام و جهاد در راه خدا،بي تفاوتي نشان مي دادند،دلش چركين بود و از خدا مرگ طلب كرد. ب.غيرت ناموسي: حمايت و حفاظت از ناموس،ارتباطي تنگاتنگ با شرف و مردانگي شخص مسلمان دارد و با تاكيد از ما خواسته كه از ناموس خود و هم كيشان در برابر هرگونه گزند داخلي و خارجي به شدت دفاع كنيم و كمترين مسامحه اي از خود بروز ندهيم. فتواي امام راحل(ره)نيز چنين است: اگر به ناموس كسي_خواه همسرش باشد يا ديگران_به قصد تجاوز حمله شود،واجب است به هر وسيله ممكن آنرا دفع كند گرچه به كشتن مهاجم بينجامد،بلكه اگر قصد آبروريزي به كمتر از تجاوز هم داشته باشد،به ظاهر حكمش همين است. ج.غيرت ملي: مراد از غيرت ملي احساس مسئوليت در برابر تماميت ارضي كشور اسلامي و دلسوزي و حمايت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است كه به گونه اي با غيرت ديني و غيرت ناموسي نيز پيوند دارد. ناگفته مشخص است كه ملي گرايي به معناي امروزي از نظر اسلام محكوم و نامعقول است؛ولي وطن دوستي و مشاركت در دفاع از ميهن و هم ميهنان مساله اي است كه با سرشت انساني عجين و از سوي اسلام به رسميت شناخته شده است و روايت زير گواه آن مي باشد: حب الوطن من الايمان.( سفينة البحار،قمي،ج2،ص688)وطن دوستي از ايمان است. سخني از امام راحل: اگر دشمني به كشور اسلامي يا مرزهاي آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامي مورد خطر قرار گيرد،بر مسلمانان واجب است كه به هر وسيله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط محمد
|
|
|